دسته‌بندی نشده

فروشنده برتر کیست؟

یادداشتی از محمدمهدی ربانی

در این مطلب می‌خواهیم به «ویژگی‌های فروشنده‌های برتر» بپردازیم و ویژگی‌های فروشنده‌های نخبه را خدمتتان عرض کنیم.

یک فروشنده برتر باید بلندپرواز باشد؛

باید همیشه اهداف بزرگ را برای خودش انتخاب کند؛

باید دنبال هدف‌های چشمگیر باشد، چیزی که به او انگیزه می‌دهد.

دوستان من، اگر هدف‌های کوچک را برای خودتان انتخاب کنید، اگر متوجه نشوید حرارت درونی‌تان از کجا سرچشمه می‌گیرد و چه چیزی شما را به حرکت وامی‌دارد، در نیمه راه می‌بُرید

چهارتا «نه» بشنوید، همه چیز را رها می‌کنید.

فروشنده‌های برتر و نخبگان فروش، ده‌ها بار نه می‌شنوند، حتی کسانی که سال‌هاست فروشندگی می‌کنند و استاد فروش هستند، ولی نمی‌بُرند؛ دلیل آن چیست؟

چون می‌دانند چطور به خودشان انگیزه بدهند، چطور حرارت درونی‌شان را شعله‌ور کنند.

شما هم باید حتما اهداف بزرگ داشته باشید.

باید آن هدف متعالی و ماموریتتان را پیدا کرده باشید تا بتوانید دوام بیاورید.

پس نخستین ویژگی فروشنده‌های نخبه این است که بلندپروازند، برای خودشان اهداف بلند انتخاب می‌کنند.

این افراد به کم قانع نمی‌شوند، فکر بزرگ دارند، به خودشان اطمینان دارند، اعتمادبه‌نفس زیادی دارند، عزت نفس دارند؛

عزت نفس از درون انسان می‌آید.

وقتی خودت را باور داشته باشی، وقتی خودت را دوست داشته باشی، اعتمادبه‌نفست بالا می‌رود، عزت نفست بالا می‌رود و دیگر مشکلات و سدهایی که در فروش جلوی پای تو هستند، تو را عقب نمی‌کشانند.

مهم‌ترین عامل برای موفقیت در هر چیزی از جمله فروش، اعتمادبه‌نفس است و اعتماد به‌نفس، از باور به خود می‌آید، از دوست‌داشتن خود می‌آید؛

روزی سه بار، هر بار سه مرتبه بگویید «خودم را دوست دارم»؛ این چیزی است که برایان تریسی در کلاس‌هایش بارها به من تاکید می‌کرد؛ می‌گفت این تکرار باعث می‌شود که در ذهن ناخودآگاهت برود، باور می‌کنی که خودت را دوست داری و به توانمندی‌های خودت ایمان می‌آوری، آن وقت است که یک اطمینان درونی داری و اعتمادبه‌نفست بالا می‌رود و نه‌تنها به یک فروشنده ستاره تبدیل می‌شوی، بلکه درآمدت بالا می‌رود، در خانواده یک ستاره می‌شوی و همه دوست دارند با تو باشند؛

پدر و مادرت، بچه‌هایت و همسرت دوست دارند از سروکول تو بالا بروند و بیشتر با تو باشند؛

یعنی بیشترین نیازشان این می‌شود که تو را ببینند؛

اگر خودت را دوست داشته باشی.

تا خودت را دوست نداشته باشی، نمی‌توانی دیگران را دوست داشته باشی و به مشتری خدمت کنی.

گفتیم اصل موفقیت در کسب‌وکار، ارائه ارزش به دیگران است؛

تا خودت را دوست نداشته باشی، نمی‌توانی به دیگران ارزش ارائه کنی؛

کسی که خودش ته چاه است، نمی‌تواند دیگران را نجات دهد.

عاشق خودت باش، خودت را باور کن، بعد می‌بینی که رفتارت با مشتری عوض می‌شود، رفتارت با همسرت عوض می‌شود، رفتارت با بچه‌هایت تغییر می‌‌کند؛

ولی کسی که خودش را قبول و دوست ندارد، چطور می‌تواند خدمات درجه‌یک به مشتری ارائه کند؟!

چطور می‌تواند یک محصول خوب ارائه کند؟

پس قدم اول این است که خودت را باور کنی، خودت را دوست داشته باشی، داشته‌هایت را قبول داشته باشی؛

این‌قدر نداشته‌هایت را پررنگ نکن.

تو به هر چیزی که بخواهی، می‌رسی؛

چرا روی چیزی که الان نداری دست می‌گذاری؟

چرا روی نقاط ضعفت انگشت می‌گذاری؟

ببین چه چیزهایی داری، از آنها استفاده کن و موفق باش.

ویژگی بعدی فروشنده‌های برتر، supersellerها، این است که شجاع‌اند، نمی‌ترسند و اگر بترسند، به آغوش ترسشان می‌روند و آن موقع است که ترس، از آنها دور می‌شود.

وقتی از چیزی بترسی و از آن فرار کنی، آن ترس برایت بزرگ‌تر می‌شود؛

ولی وقتی بترسی و به طرف ترس بروی، ترس از بین می‌رود و می‌توانی شجاع باشی؛

افراد شجاع هستند که در کسب‌وکارها موفق می‌شوند.

مثلا دو نوع فروشنده داریم؛

فروشنده‌ای که می‌ترسد و به یک حقوق ثابت و کم قانع می‌شود، خودش را باور ندارد، می‌ترسد و می‌گوید اگر نفروختم چه؟

ولی فروشنده شجاع می‌گوید به من حق‌العمل‌کاری بده، من حقوق ثابت نمی‌خواهم، اگر فروختم پول می‌گیرم، نفروختم نمی‌گیرم.

می‌دانید در حال حاضر چه تعداد افراد بیکار در جامعه حضور دارند؟

یکی از روش‌هایی که من از آن استفاده می‌کنم، این است که بگویی من اینجا، پیش شما، یک ماه کار می‌کنم، این یک ماه هم پول از شما نمی‌خواهم، اگر خوب کار کردم، من را نگه دارید و پول این یک ماه را هم بدهید، اگر هم به دردتان نخوردم، بابت آن یک ماه پولی نمی‌خواهم؛

چه کسی حاضر است این کار را انجام دهد؟ فقط بلدیم شکایت کنیم و بگوییم کار نیست، در صورتی که کار ریخته است، ما فقط حاضر نیستیم ریسک کرده و آن را قبول کنیم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *